نوشته شده در تاريخ شنبه 9 شهريور 1392برچسب:mard o zan, توسط makan |

مرد: عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده!

زن: از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــگ بووووووود!

مرد: اون که ۱۰۰%… هیکلت همیشه قشنگ بوده…

اصلاً من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد…!

زن: یعنی به خاطر هیکلم، فقط با من ازدواج کردی ؟

خیلی هیــــــــــــزی!

مرد: نه عزیزم، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شدم…

هیکلت واسم مهم نبود!

زن: یعنی چی؟!

پس این همه ورزش میرم، برای کی میرم برا عمم؟!

هیکلم برات مهم نیست؟!!

مرد: عزیزم، موقع دوست شدن مهم نبود، الان که هست…!

زن: یعنی الان میرم ورزش، برات بی اهمیت میشم؟!!

مرد: فدات شم، قربونت بشم، همه چیزت، تمام وجودت، همه خصوصیاتت، برام مهمه!

زن : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که دوستم داشته باشی؟

خیلی نامردی…

چیه پای کسی درمیونه؟؟!!

مرد: بابا، جان مادرت بیخیال شو، چه غلطی کردیم تعریفتو کردیماااا؟؟!!

زن: دیدی… دیدی…

پس از اول درست حدس زدم که یه ریگی تو کفشته که داری ازم تعریف می کنی؟!

برو از جلو چشام دور شو…

یه چند ساعت نمی خوام قیافتو ببینم…

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 7 صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.